تعریف تجوید:

تجوید از حیث لغت به معنی << تحسین، نیکو ساختن و آراستن>> می باشد و در اصطلاح قرائت به تعاریف ذیل می توانیم اشاره کنیم:

۱- تلاوت قرآن به گونه ای که حق هر حرفی از نظر مخرج ، صفات و احکام آن رعایت گردد.

۲- شناختن قواعد و ضوابطی که رعایت آنها موجب درستی و زیبایی در اداء کلمات به هنگام تلاوت قرآن کریم میشود.

۳- تلفظ حرف از مخرجش همراه با اعطای حق و مستحق آن حرف.

حق حرف : عبارت است از حالاتی   که حرف به تنهایی و جدای از ترکیب و با حروف دیگر در کلمه دارا میباشد، مانند: استعلاء، استفال، رخوت، قلقله، غنه و. . .  .

مستحق حرف: عبارت است از آن حالاتی که حرف از ترکیب با حروف دیگر و همچنین با توجه به حرکات مختلف به خود می گیرد، مانند تفخیم، ترقیق ، ادغام، اقلاب ، اخفاءو . . .

با توجه به این تعاریف( که قوام قرائت قرآن کریم به آنها بستگی دارد) روشن میشود که تجوید عملاٌ متوقف بر جند امر است.

الف) شناخت مخارج حروف .

ب) شناخت صفات حروف.

ج) شناخت احکامی که از رهگذر ترکیب حروف با یکدیگر به دست می آید.

د) تمرین و ممارست زیاد که در نتیجه ، موارد فوق به هنگام تلاوت قرآن کریم رعایت گردد.

 پس از بیان این توضیحات ذکر این مطلب ضروری است که اولین نکته ای که در علم تجوید به آن توجه کافی شده است مبحث مخارج حروف می باشد که در سطح یک در رابطه با اهمیت آن توضیحات کافی داده شده است.

اسامی دندان ها:

در اینجا لازم است قبل از ورود به این مبحث به اسامی دندان ها که در شناخت مخارج حروف نقش عمده ای دارند اشاره ای داشته باشیم ، هر انسان به طور طبیعی دارای ۳۲ دندان است که ۱۶ عدد آن در آرواره ی بالا و ۱۶تای دیگر در آرواره ی پایین قرار دارند ، این دندان ها را می توان به ۶ گروه تقسیم کرد:

۱- دندانهای ثنایا: این دندان ها « چهار عدد » هستند که در وسط وجلوی آرواره ها ( مقابل بینی) قرار دارندو طبیعتاٌ دو عدد در آرواره ی بالا و دو عدد در آرواره ی پایین واقع شده اند.

۲- دندان های رباعیات : این دندان ها نیز « چهار عدد » می باشند که دو تای آنها در آرواره ی بالا و دوتای دیگر در آرواره پایین و در طرفین دندان های ثنایا قرار دارند ، در فارسی به مجموعه دندان های ثنایا و رباعیات دندان های «پیش» گفته می شود.

۳-دندان های انیاب: این دندان ها نیز «چهار عدد» می باشد که دوتای آن در آرواره بالا و دو تای دیگر در آرواره پایین و در طرفین دندان های طواحن قرار دارند، چون معمولاٌ این دندان ها در سنین بالای ۱۶ سال رشد می کنند در فارسی به آن ها « دندان های عقل» گفته می شود.

۴-دندان های ضواحک: این دندان ها نیز همانند دندان های قبلی « چهار عدد»می باشند که در هر آرواره دو عدد و در طرفین انیاب قرار دارند( به جهت ظاهر شدن آن ها در موقع خندیدن، به این نام خوانده شده اند در فارسی این دندانها به «آسیای کوچک» معروف می باشند.

۵- دندان های طواحن:این دندان ها « دوازده عدد» می باشندکه شش تای آن در آرواره بالا و شش تای دیگر پایین قرار دارند و سه به سه در دندان های ضواحک قرار گرفته اند، در فارسی به این دندانها « آسیای بزرگ» می گویند.

۶- دندانهای نواجذ: این دندانها « چهار عدد» می باشند که دو تای آن در آرواره بالا، و دو تای دیگر در آرواره پایین و در طرفین دندان های طواحن قرار دارند ، چون معمولاً این دندانها در سنین بالای ۱۶ سال رشد می کنند در فارسی به آن ها : دندانهای عقل» گفته می شود.

ذکر این نکته ضروری است که به سه قسم آخر این این دندان ها به جهت دندانه دار بودن سطح فوقانیشان « اضراس» گفته می شود.به طور خلاصه می توان کل دندان ها و اسامی آنها را در شعری که ملا مختار اصفهانی سروده است جستوجو کرد.

زیر و بالا چهار دندان را ثنایا دان ز پیش                              چهار طرفینش رباعیات و بعدش چهار نیش

ده ز اضراس است از هر سو ضواحک                                شش طواحن گر نواجذباشدآن را هم دو دان 

مخارج حروف:

این مبحث در تلاوت قرآن کریم از اهمیت خاصی برخوردار است و باید از ابتدای یادگیری به آن توجه کافی صورت گیرد به همین جهت در « سطح یک» سعی شد توضیحات کافی در رابطه با ده حرفی که مخرجشان بیان شد ارائه گردد که در اینجا لازم میبینیم به عزیزانی که «سطح یک» کتاب را مطالعه نکرده اند تأکید کنیم که ابتدا به مطالب آن عنایت کافی داشته باشند سپس به « سطح دو » اهتمام ورزید.

حروف الفبای عربی به قولی ۲۸ حرف و به قولی دیگر ۲۹ حرف میباشند ، به این معنی که اگر الف را که همیشه ساکن و ماقبل مفتوح است جزو حروف بشماریم ۲۹ حرف و اگر آن را جزو حروف به حساب نیاوریم ۲۸ حرف می باشند ، لازم به ذکر است که اختلاف بر سر مدّی است که جای مشخصی در دستگاه تکلم ندارد و از فضای دهان تلفظ می شود .

 به طور کلی الف بر دو نوع است:

۱-  الف ساکنه یا الف مدی ، مانند : مَالِکِ - حسابا

۲- الف متحرک که به « همزه» معروف استو قبول حرکت می کند، مانند: ءامن- الّا- فإنّ

اینک به تعریف و شرح  این مبحث می پردازیم.

مخرج در لغت یعنی « محل خروج»و در اصطلاح تجوید ، عبارت از « محل تلفظ حرف»

تعداد مخارجی که حروف از آنجا ادا می شوند در بین اساتید علم تجوید به اختلاف ذکر شده است، در این جا به قولی که تعداد مخارج حروف ۱۶ عدد ذکر می کند می پردازیم . این مخارج ۱۶ گانه در چهار موضع از دستگاه تکلم محدود می شوند و در هر موضع نیز حداقل دو مخرج برای حروف وجود دارد که آن مواضع به ترتیب عبارتند از:

الف) موضع حلق                                             ب) موضع لهات

ج) موضع دهان                                                د) موضع شفه

الف) موضع حلق:

حلق به قسمتی از دستگاه تکلم گویند که از پایین به حنجره و از بالا به لهات ( زبان کوچک) محدود می شود، ( لهات جزو حلق نمی باشد) . موضع حلق دارای سه مخرج است و از هر مخرج دو حرف تلفظ می شود که آن دو حرف نیز خیلی نزدیک به هم قرار دارند.

مخرج اول:که به آن « اقصی الحلق» گویند( دورترین قسمت حلق به دهان) محل تلفظ دو حرف « همزه و هاء » میباشد ، مخرج همزه دقیقاً در آخر حلق ( کمی بالاتر از تارهی صوتی) قرار دارد و به هنگام تلفظ این حرف تارهای صوتی کاملاً روی هم قرار گرفته و مسیر عبور هوا را در حنجره می گیرند ، به همین جهت به هنگام سکون ، صوت در این حرف کاملاً قطع می شود و در نتیجه خیلی تیز و و با شدت ادا می گردد .  وقتی همزه در کنار الف مدی قرار گرفته باشد بیشتر باید مورد توجه قرار گیرد که همانند الف مدی به نرمی تلفظ نشود . مثال:

ائتونی- یأت- یأمر - ءابائناالأولین- فاذا جاء أمرنا - انشانا -بلقاءالأخره-ءاخرین-ارسلنا- ءاتینا .

مخرج  هاء نیز اول حلق است با این تفاوت که نسبت به همزه مقدار کمی به طرف وسط حلق متمایل می شود و به هنگام تلفظ آن ، تارهای صوتی بدون این که روی هم قرار گیرند به ه م نزدیک شده ، مسیر عبور هوا را تنگ می کنند ، در نتیجه به صورت خفی و پنهان ادا می گردد. مثال :

اهدنا - یستهزئُ - یهدیهم - یهتدون - ینهاکم - فهیَ - للهِ - یزدهم- یلههم .

مخرج دوم: (( وسط الحلق )) است که محل تلفظ دو حرف (( عین و حاء )) می باشد، حرف عین به صورت نرم و بدون گرفتگی ادا می شود ، یا می توان به این صورت بیان کرد که عملاً صوت به دیواره حلق کشیده می شودو نیز به هنگام تلفظ حرف عین مجرای آن تنگ می شود ولی نه به اندازه ای که قطع صوت را به همراه داشته باشد . مثال:

یعرفون - أعجلک - نعمتی - تعلمون - نعبد .

 مخرج حرف «حاء» نیز همان وسط حلق است ولی نسبت به حرف عین مقداری به طرف اول حلق متمایل می شود، به هنگام تلفظ این حرف ، گرفتگی خاصی در حنجره به وجود می آید و مشخصه ای که باید به آن توجه داشت، عدم پذیرش حرکت به هنگام سکون است . مثال:

إحداهما - محیای - أیحسب - یحاسبکم - رحیم .

مخرج سوم: «ادنی الحلق » است که به جهت نزدیکتر بودن این محل به دهان به این نام مشهور است ، این مخرج محل تلفظ دو حرف « غین و خاء » می باشد حرف غین با غلظت و نرمی خاصی تلفظ می شود ، محل تلفظ آن همان جایی است که آب را در گلو غرغره می کنیم و مشخصه بارز آن ، کشش صوت به هنگام سکون می باشد. مثال:

أغفلنا - غیرالمغضوب - لغواً - غلبت - غائبین - یبغون .

 ب)موضع لهات:

لهات عبارت است از «تکه گوشتی مخروطی شکل » بین حلق و دهان که می توان گفت آن دو را از یکدیگر جدا نموده و در انتهای سقف دهان قرار گرفته است ، از این موضع دو حرف « قاف و کاف » تلفظ می شوند.

مخرج اول : اولین حرف که ازاین مخرج تلفظ می شود« حرف قاف » است، طریقه تلفظ آن به این صورت است که ریشه زبان در نتیجه برخورد به لهات ( که یک لحظه قطع صوت را به همراه دارد) با شدت برداشته شده و صدای شدیدی ایجاد می شود و به جهت متمایل شدن زبان به طرف بالا ، درشت و پر حجم تلفظ می شود ، با توجه به این توضیحات ، فرق های عمده ای بین تلفظ لین حرف در زبان فارسی با عربی به ویژه به هنگام تلاوت قرآن کریم وجود دارد که عبارتند از :

۱- در فارسی تلفظ این حرف مقداری به طرف حرف غین متمایل می شود.

۲- شدت این حرف در فارسی نسبتاً کمتر می باشد.

۳- در فارسی درصد درشتی و پرحجمی این حرف کمتر است.

مثال:

رزقناهم - تقولون - ثقلت - یفقهون - قال زهوقا - قلیل - خلق - صادقین - قیام - قلوبهم - قائمه.

مخرج دوم: مخرج دوم لهات « حرف کاف » می باشد که با حرف قاف هم مخرج است ، با این تفاوت که اولاً مخرج حرف کاف مقداری به دهان نزدیکتر است ،ثانیاً در حرف کاف قسمت بیشتری از ریشه زبان به لهات برخورد می کند، ثالثاً مخرج حرف کاف به صورتی کند و آهسته از روی هم برداشته می شود و نیز در این هنگام دامنه و دنباله صدا شنیده نمی شود . اما تفاوت هایی که از نظر تلفظ با زبان فارسی آن وجود دارد:

۱- در فارسی قسمت بیشتری از زبان به لهات برخورد می کند ، در نتیجه در مخرجش پخش شده و ظرافت زبان عربی را به همراه ندارد.

۲- این حرف همانند بقیه حروف در زبان فارسی نسبتاً درشت و پرحجم تلفظ می شود ولی در زبان عربی رقیق و کم حجم ادا می گردد.

مثال:

کرمنا - مکانتهم - تکذبان - تکفرون - ترکنا - یکتبون - وکیلا - کان .

در درس گذشته با مخرج ۸ حرف که از دو موضع حلق و لهات تلفظ می شدند آشنا شدید و اما در این درس با موضع دهان که وسیع ترین مواضع دستگاه تکلم می باشد آشنا می شوید.

ج) موضع دهان:

همانطور که اشاره شد این موضع در بین مواضع دستگاه تکلم وسیعترین آنها می باشد به این معنی که دقیقاً « نصف حروف الفبای زبان عربی » از این موضع تلفظ می شوند و شامل « زبان ، دندان، کام و لثه ها» است ، موضع دهان شامل « هشت مخرج » می باشد که عبارتند از :

۱- شجر : شجر به معنی « فراخی » است که در این جا « گشادی دهان » را گویند ، از این محل سه حرف « جیم، شین ، و یاء غیر مدی » تلفظ می شوند که عملاً در نتیجه برخورد وسط زبان با قسمت مقابلش در کام ادا می شوند،

به هنگام تلفظ حرف جیم زبان کاملاً با کام برخورد می کند و به همین جهت قطع صوت را به  همراه دارد به ویژه به هنگام سکون،در تلفظ حرف جیم در فارسی ، قسمت بیشتری از زبان با قسمت مقابلش ( کام) برخورد می کند که عملاً از ظرافت کمتری نسبت به زبان عربی برخوردار است .

در تلفظ حرف شین، برخورد زبان با قسمت مقابلش به اندازه ای نیست که قطع صوت را به همراه داشته باشد، در رابطه با این حرف باید دقت کافی به عمل آید که هوا در مخرج آن زیاد پخش نگردد، (نکته ای که متأسفانه کمتر به آن توجه می شود ) و در حرف یاء ، این فاصله نسبت به حرف شین خیلی بیشتر می باشد.
لازم به ذکر است که این سه حرف را «حروف شجری» می گویند. مثال:
جاءتهم- جاعلک- کشجره - جنّت - أجر -شیئاً - مشفقون و . . .

2- مخرج ضاد: این حرف را از دو مخرج می توان تلفّظ کرد :

الف) از برخورد کناره زبان ( طرف راست یا چپ) به دندان های اضراس همان طرف ، که با توجه به این مخرج، این حرف از سختترین و سنگین ترین حروف زبان عربی است . به جهت دخالت داشتن دندان های اضراس در تلفظ این حرف به آن «ضرسی» گفته می شود .

ب)از برخورد نوک زبان به لثه های پشت دندان های ثنایا و قسمت عقبی نوک زبان به پشت لثه ها که همان کام می باشد.

در اینجا لازم است به این مطلب اشاره کنیم که برخی از متعلمین عملاً حرف ضاد را همانند حرف ظاء تلفظ می کنند که خود آنها هم متوجه این اشتباه نمی شوند و این به جهت رعایت نکردن بعضی از خصوصیات و صفات حرف ضاد میباشد که عبارتند از :

« این داستان ادامه دارد. . .»

 منبع:http://telavat.blogfa.com/