وَالْعَصْرِ

إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِى خُسْرٍ

إِلَّا الَّذِينَ آمَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْاْ بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْاْ بِالصَّبْرِ

****

به روزگار سوگند.
همانا انسان در خسارت است.
مگر آنان كه ايمان آورده و كارهاى نيك انجام داده و يكديگر را به حق و استقامت سفارش می ‏كنند.

****

1- دوران تاريخ بشر، ارزش دارد و خداوند به آن سوگند ياد كرده است. پس از عبرت‏هاى آن پند بگيريم. «والعصر»

 2- انسان از هر سو در خسارت است. «لفى خسر»

 3- انسانِ مطلق كه در مدار تربيت انبيا نباشد، در حال خسارت است. «انّ الانسان لفى خسر»

4- تنها راه جلوگيرى از خسارت، ايمان و عمل است. «آمنوا و عملوا الصالحات»

 5 - به فكر خود بودن كافى نيست. مؤمن در فكر رشد و تعالى ديگران است. «تواصوا بالحقّ»

 6- سفارش به صبر به همان اندازه لازم است كه سفارش به حق. «بالحقّ - بالصبر»

 7- ايمان بر عمل مقدم است، چنانكه خودسازى بر جامعه سازى مقدم است. «آمنوا و عملوا... و تواصوا»

 8 - بدون ايمان و عمل و صالح و سفارش ديگران به حق و صبر، خسارت انسان بسيار بزرگ است. «لفى خسر» (نكره بودن «خُسر» و تنوين آن نشانه عظمت خسارت است.)

 9- اقامه‏ ى حق به استقامت نياز دارد. «تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر»

 10- جامعه زمانى اصلاح مى‏شود كه همه مردم در امر به معروف و نهى از منكر مشاركت داشته باشند. هم پند دهند و هم پند بپذيرند. «تواصوا بالحقّ» (كلمه «تواصوا» براى كار طرفينى است)

 11- نجات از خسارت زمانى است كه انسان در صدد انجام تمام كارهاى نيك باشد گرچه موفق به انجام آنها نشود. «عملوا الصالحات» (كلمه «الصالحات» به صورت جمع محلّى به الف و لام آمده است)

 12- ايمان بايد جامع باشد نه جزئى. ايمان به همه اجزا دين، نه فقط برخى از آن. «الاّ الّذين آمنوا» (ايمان، مطلق آمده است تا شامل تمام مقدسات شود.)

منبع:تفسیر نور